مدیریت وبلاگ اگه می خوای وبلاگتو پس بگیری باید چند تا کار انجام بدی
۱.به این ایمیل میل بزین اسمه وبلاگتو بگو ebrahimi.hossein.6417@gmail.com
۲.امید وارم از دسته من دلخور نشده باشی
وبلاگه من اینه www.sms2all.co.sr
فوش ندی اومدی ها
اینجا وبلاگ هنرمندان قدیمی است که عده ایشان از یادها رفته اند
مدیریت وبلاگ اگه می خوای وبلاگتو پس بگیری باید چند تا کار انجام بدی
۱.به این ایمیل میل بزین اسمه وبلاگتو بگو ebrahimi.hossein.6417@gmail.com
۲.امید وارم از دسته من دلخور نشده باشی
وبلاگه من اینه www.sms2all.co.sr
فوش ندی اومدی ها
احمد شاملو در سال 1304 درتهران چشم به جهان گشود دوره آموزشهاي دبستاني و دبيرستاني او بسيار نا مرتب و در شهرهاي گوناگون بوده زيرا پدرش افسر ارتش بود و به همين جهت خانواده اش همواره در شهرهاي مختلف بودند سرانجام دوره دبيرستان را در تهران به پايان رساند
در سال 1323 براي هميشه دست از تحصيل شست و ضمن ادامه مبارزه سياسي تمام مدت به نوشتن و سرودن پرداخت زندگي احمد شاملو در كار روزنامه نويسي و اداره مجلات ادبي گذشت.
اداره مجلات هفتگی آشنا كتاب هفته و هفته نامه خوشه با بود.
از وبسایت آوای آزاد - http://www.avayeazad.com/poet/shamloo.htm

فرح دخت عباس طالقانی (پوران) خواهرزاده روح بخش خواننده سر شناس اواخر دهه ۱۳۲۰ و اوايل ۱۳۳۰ است و به واسطه او جذب خوانندگی شد.
او ابتدا با نام بانوی ناشناس و سپس با شهرت همسر اولش (عباس شاپوری) با نام بانو شاپوری و سرانجام با عنوان پوران به کارش ادامه داد .
او موسیقی را از شاگردی استاد شاپوری شروع کرد.
او فعاليت در سينما از ۱۳۳۹ آغاز کرد، برخی از فيلمهایی که او در آن ها نقش آفرینی کرده عبارتند از :
ستارگان می درخشند
عمو نوروز
طلای سفيد
گرگهای گرسنه
لاله آتشين
آقای قرن بيستم
اشکها ولبخندها
دنيای پول
حاتم طائی
گدايان تهران
توفان بر فراز پاترا
همسر دوم پوران آقاي روشن زاده بود که ايشان و آقاي بهمنش از بهترين مفسران ورزشي ایران بودند، پوران از ايشان داراي 2 فرزن به نامهاي اميد و آرزو شد.
پوران در سال 1369 زمانی که برای دیدن نوه اش به ایران آمده بود به علت ابتلا به بیماری سرطان در گذشت و در امام زاده طاهر کرج به خاک سپرده شد.



عصمت باقرپور با نام هنری "دلکش" در سال 1304 در بابل زاده شد. هنوز نوجوان بود که نزد خواهرش به تهران آمد و در مدرسه ای که درس می خواند، توجه آموزگار موسيقی" ظهيرالدينی" را به سوی خود جلب کرد که صدای او را پر رنگ و شايسته پرورش تشخيص داده بود.
ظهيرالدينی او را به دفتر روح الله خالقی در انجمن موسيقی ملی برد و خالقی او را به دست عبدالعلی وزيری خواننده معروف آن زمان سپرد که فوت و فن آوازخوانی را به او بياموزد.
دوسه سالی بعد پس از آموختن آنچه بايد، دلکش در سال 1322 فعاليت آوازخوانی خود را آغاز کرد و در سال 1324 به عنوان آوازخوان به استخدام راديو ايران در آمد که تازه پنج سالی از بنيادش گذشته بود.
در آن سالها، موسيقی سنتی که بر اثر تکرار و تقليد، جاذبه خود را از دست داده بود، نياز بسيار به نوآوری داشت. انديشه و احساس نو، آهنگ نو و صدای تازه می طلبيد تا از رکود پيش آمده به در آيد. نياز به صدای گرم و رسای زنانه به ويژه برجسته می نمود. قمر الملوک وزيری رفته رفته از توان خواندن افتاده بود و ملوک ضرابی نيز ديگر جاذبه پيشينش را نداشت.
از سوی ديگر آهنگسازان نسل جوانتر که قصد نو آوری در موسيقی سنتی داشتند، به صداهای تازه ای نياز داشتند که با نو آوری های آنها سر سازگاری داشته باشد. دلکش يکی از بهترين اين صداها بود که از بخت خوش به همکاری دائمی با مهدی خالدی، آهنگساز نو آور و از شاگردان ابوالحسن صبا پرداخت.
همکاری ثمربخش
همکاری دلکش و خالدی نه تنها برای هر دو آنها مفيد بود و هر يک موفقيت ديگری را تضمين می کرد، بلکه در کار ساخت و پرداخت و اجرای تصنيف نيز تحولی پديد آورد.
تا آن زمان تصنيف خوانی چندان اهميتی نداشت و حتی آواز خوانان برجسته خواندن تصنيف را خلاف شان و اعتبار می دانستند.
اما در آفريده های خالدی تصنيف اهميت ويژه ای پيدا کرد و صدای رسای دلکش بر اين اهميت و جاذبه تاکيد می گذاشت. در برنامه های اجرائی "خالدی - دلکش"، تصنيف دوبار اجرا می شد و در آغاز و پايان برنامه جای "پيش در آمد" و "رنگ" می نشست.
اين روش ابداعی از آنجا که بر جاذبه های برنامه های موسيقی می افزود، بزودی فراگير شد و جای تصنيف در همه برنامه های موسيقی راديوئی گسترده تر و برجسته تر گرديد.
متاسفانه همکاری دائمی دلکش و خالدی هفت سالی بيش به درازا نکشيد و آن دو در سال 1331 از هم جدا شدند.
با اين همه صدای دلکش آنچنان پر و پيمان و جذاب بود که توانست در پيوند با آفريده های آهنگسازان ديگر نيز جلوه بسيار پيدا کند.
دلکش پس از خالدی به ترتيب با جواد لشگری، بزرگ لشگری، حبيب الله بديعی و علی تجويدی به همکاری پرداخت. در اين ميان همکاری او با تجويدی پربارتر از ديگران بود و ترانه های بسياری زيبائی از اين همکاری به يادگار مانده است.
گفتنی است که دلکش خود نيز آهنگ می ساخت البته با نام مستعار " نيلوفر". " ساز شکسته" يکی از آهنگهائی است که او خود ساخته و خوانده است.
ترانه ها و فيلمها
غير از " ساز شکسته" خوانده های زيبای ديگری نيز از دلکش بجای مانده است: آمد نوبهار، آشفته، دل غافل، آه بی اثر، تنها منشين، پشيمان شدم، ياد کودکی، سفر کرده، شب تنهائی، آتش کاروان، به کنارم بنشين و...
آتش کاروان( آهنگ از تجويدی و با شعر بيژن ترقی) و به کنارم بنشين ( از خالدی با شعر رهی معيری) از بازمانده های از ياد نرفتنی دلکش به شمار می روند.
از آن گذشته دلکش شماری از ترانه های بومی شمال ایران را نیز بازخوانی کرده است؛ آنهم در سالهایی که رغبت به "بومی خوانی" فراگیر نشده بود.
بازخوانی او بویژه از قطعه معروف "امیری" بسیار زیبا و دقیق از کار درآمده است.
دلکش در چند فيلم سینمایی نیز شرکت کرده است که عبارتند از: شرمسار، مادر (همراه با قمرالملوک وزیری)، افسونگر و دسیسه.
دلکش سه چهار سال پیش در سفری به شهرهای مختلف اروپا، با بازخوانی ترانه های پیشین خود، یکبار دیگر تحسين و ستایش ایرانیان برونمرزی را برانگيخت



